ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

310

قصص الانبياء ( فارسى )

پس دانستند ديوان و پريان و جملهء خلق كه وى مردست ملك تعالى گفت : اگر آن ديوان و پريان خبر داشتندى و بدانستندى كه او مرده است خويشتن را در عذاب و رنج يك سال نداشتندى ، و اين حجّت است بر جاهلان كه ايشان گويند ديوان و پريان بدانند كه چه خواهد بود ، و اين را خبر ندارند كه ملك تعالى بريشان حجّت كرد تا ازين چيزها حذر كنى و گوش نكنى . و ببعضى قصّه چنين آمده است كه سليمان را هم بدان خانه اندر كه مرده بود بگور كردند . و گويند او را همچنان بماندند و آن خانه را بقير زدند . و گويند برداشتند و بشام آوردند ميان انبيا بگور كردند . و گويند سى و دو سال مملكتش بود و سى و يك سال بزندگانى بود . اين بود قصّهء سليمان عليه السّلام . و آمده است در قصّها كه پس از سليمان در بنى اسرايل هفت هزار پيغامبر بود و شصت هزار عالم بود تا وقت زكريّا عليه السّلام ، هيچ‌كس ازيشان رسول نبود تا حق تعالى زكريّا را بفرستاد برسالت بخلق . قصهء شصت و ششم زكريا عليه السلام قال اللّه تعالى : وَ زَكَرِيَّا إِذْ نادى رَبَّهُ . « 1 » امّا زكريّا از بنى اسرايل بود از فرزندان داود النّبى ] b 641 [ عليه السّلم از دخترش ، و ميان او و داود سيصد و هفت سال بود ، حق تعالى او را برگزيد و برسولى ببنى اسرايل فرستاد ، و مرو را شريعت بود ، و بتوريت كار كردى ،

--> ( 1 ) - الانبياء 89